تبليغاتX
پرسه در همین حوالی
 
 
بازی وبلاگی ـ باید گفت جنبش و نهضت وبلاگی ـ به راه خواهد افتاد و لینکها را باید داد و دستها را به هم :

مجسمه قهرمان ملی در برابر تاسیسات نطنز ساخته می شود!(لبیک یا حسین)

عکسهای تجمع دانشجویان در برابر قوه قضاییه (دفترچه آبی)

ناله پروین اعتصامی از دست قاضی های بی تقوا

برد دزدی را سوی قاضی، عسس(عالم و آدم)

مجرم هسته‌اي را تبرئيداندند (ریپورتر)

آخرین شاهکار(مجاهد مسلمان)

تعلیق عدالت(خمینیسم)

متهم درشت(وب نگاشت)

چه کسی بیش از همه از تبرئه ی "جاسوس" خوشحال می شود؟(کافه اندیشه)

شاگرد دیروز "آیت الله صدر"، صاحبخانه ی امروز "ویرانه ی بزرگ(خاکریزیسم)

در مقابل تبرئه موسویان، تکلیف پیر جماران را چه کنیم؟(خبرنگارمسلمان)

مگر اتفاق عجیبی افتاده که انقدر شلوغش می کنید ؟!!(توهمات)

  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:25  توسط محمد   | 

من برای بسیج نگرانم!

1- چند هفته ی پیش کنگره ای بود بر طبق عادت مالوف شده و برنامه ای باز طبق معمول برای گزارش کار حضرات، با حوزه ی ما تماس گرفتند که دو ساعته چند نفر را بفرستید برای –شلوغ شدن؟-برنامه.از ما یکی از دوستان شرکت کرده بود.فردایش به ما می گفت که عجب برنامه ای بود و پر از بی نظمی و وقت تلف کنی و بی برنامه گی و از این حرف ها که از ذاتیات برنامه های مذهبی در ایران است.می گفت که یک واژه در این برنامه ی چند ساعته به دفعات تکرار شد : نمادین . اصل حرکت، یک حرکت نمادین در حاشیه ی کنگره ای –باز هم نمادین – بود.تمام برنامه های داخلی هم نمادین بود.از کوهنوردی و ورزش بالای کوه تا تکان دادن سر جهت یک ورزش نمادین!و البته صبحانه اش نه تنها نمادین نبود که خیلی هم چرب و نرم بود...

2- یک پایگاه بسیج را می شناسم که مسئولینش محض خودشیرینی و اعلام "دستاورد ها"،"عملکرد ها"و مخصوصا"گزارش کار"،از کلاس درس تا ورزش صبحگاهی اش را عکس گرفتندو به عنوان "فعالیت های بسیج" به حضرات اعلام کردند.پایگاهشان هم مشخص است . نمونه شد!....

3-از طرف بسیج، بازرس آمده بود برای بازدید.هر چه از برنامه های معاونت سوال کرد ،گفتم برنامه ای نداشتیم و کار ی نکردیم در این یک سال..بعدا دوستان شورا به من گفتند که خراب کرده ای! و ما همه را درست کردیم !!.یکی دیگر از بچه ها می گفت:جلوی سردار "فیلم "بازی کردم تا بالاخره از ایشان برای پایگاه کامپیوتر گرفتم...

4- دو ساعت بحث شده بود سر بودجه پایگاه.از آن طرف اصرار که 135 هزار تومان! به حساب شما واریز کردیم و از این طرف انکار که در حساب ما فقط 4500 تومان موجود است. گفتیم :این همه برنامه با این پول؟مسئول بازرسی درآمد که :ما از شما می خواهیم فقط دو برنامه در طول سال بگیرید...لابد از همان نوع گزارش کاری.از آن طرف هم پایگاه خواهران بسیج مسجدمان جشن گرفته بود و تمام بودجه ی یک ساله را ریخت توی کیک سه طبقه و موز و خلاص...

5- سال گذشته بچه ها خیلی تمایل نداشتند در بسیج عضو شوند.می گفتند:عضو شویم که چه شود؟چه فایده ای دارد ؟آن هم با این همه شکیات دور و بر بسیج و برنامه هایش . خیلی سعی کردم بچه ها را قانع کنم...اما امسال یکی باید مرا از این شک نجات دهد...

6- بسیج یک حرکت "نقد درون گفتمانی" می طلبد.یک حرکت وسیع و چالش زای وبلاگی.یک نقد تند و پاسخ طلب.ارزش بزرگ بسیج برای کشور اقتضای این نقد را دارد. که البته با این وضع سازمانی بعید به نظر می رسد.دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.دوستانی که این مطلب را خواندند لطف کنند ادامه اش دهند...

7- فرا عقلانیت،رسانه،پارادایم های حاکم،کمیته ی جهانی،صدور انقلاب،توسعه،ساختارگرایی،هرمنوتیک،انگاره،ظهور،امام خمینی،مدینه ی فاضله، شیطان زرد و.... من برای بسیج نگرانم!

  نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 7:56  توسط محمد   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM