تبليغاتX
پرسه در همین حوالی
 
 

دولت یا عدالت؟!

مقدمتا.. پشت هر عمل و حرکت،تفکری نهفته است که آن را به پیش می راند.گرچه آن چه در وهله ی اول به نظر می آید و مهم به شمار می رود ظاهر و صورت یک فعل است،اما تفکر پشت آن در واقع بسیار مهمتر از نفس آن شیء است.مصداق ها تنها وجود خارجی هستند که به مقتضای زمان و مکان ظاهر می گردند و نه همه ی واقعیت نهفته در مفاهیم.

اما موضوع... فعالیت های انجام شده در دولت خاتمی،به تدریج و در طول زمان،سبب گشت که مذهبیون-که مهمترین قشر تاثیر گزار در ایرانند- از آن دولت کناره گیری کرده و اهداف مورد نظر انقلابیشان را در فرد دیگری بجویند.باید توجه داشت که رای بالای خاتمی در دو دوره نیز ما حصل تبلیغات و شرایط آن زمان و تبلور آن در آرای همین مذهبیون بوده است.اما آرمانی که رای دهندگان به دکتر در پی آن بودند –و مخصوصا با توجه به دور دوم انتخابات-آرمانی به قدمت 16 سال بود که در سال های توسعه ی اقتصادی و سیاسی دو دولت پیش،مورد کم عنایتی و گاه بی عنایتی واقع گشت.و آن چیزی نبود جز عدالتخواهی.چیزی که جزء اهداف انقلاب اسلامی نیز به شمار می رفت.این آرمان همراه با گفتمان های انتقادی نزدیک انتخابات،به تدریج گسترده تر و در نهایت با توجه به سابقه ی عدالتخواهانه در شخص دکتر احمدی نژاد متبلور گردید.

دو دولت سابق-دولت هاشمی و خاتمی-هرکدام 8 سال و دو دوره ی کامل عمرکردند.و به این دلیل اهمیت بیشتری نسبت به دولت میر حسین موسوی دارند که در سال های آن ها جنگ تمام شده بود و زمانه ی باز سازی و عمل بر آرمان های انقلاب رسیده بود.دولت هاشمی،توسعه ی اقتصادی و دولت خاتمی،توسعه سیاسی را با توجه به برنامه ها و دیدگاه های خود در پی گرفتند اما همانگونه که مشخص شد،هردو برنامه،به دلایلی چند،عدالت را نادیده گرفت.و نادیده گرفتن "عدالت"در نادیده گرفتن"قشر مستضعف"نمودار گردید.دولت هاشمی با ترویج توسعه ی اقتصادی در قالب لیبرال و در لفافه ی سازندگی،ضمن آسیب زیاد به زیر ساخت های فرهنگی- اجتماعی کشور،موجب فاصله ی زیاد اقتصادی مابین قشر بالا و پایین جامعه گردید و علی الاصول، سیستم اقتصادی این دولت بر پایه ی رشد سرمایه داری و سرمایه داران بود.دولت خاتمی نیز با مد نظر قرار دادن توسعه ی سیاسی-با توجیه صحیح عدم توجه به آن- اقدام به بها دادن به روشنفکران بازی خورده های سیاسی کرد.و ان چه در این زمان نادیده گرفته شد-و احتمل زیاد از روی عمد- مردم بودند.همچنان که سران اصلاحات –همچون مهدی کروبی – اعتراف به اشتباه بودن "نادیده گرفتن مردم"کردند.اما مردم چگونه نشان دادند که از این شرایط ناراضی اند؟در هر 2دوره و در هر 2 دولت مرده نارضایتی خودشان را با رای دادن به جناح مقابل اعلام کردند.گرچه هر دو دولت برای استفاده از فضای دموکراتیک اقدام به تاسیس احزاب خودساخته کردند،اما گفتمان انتقادی مبتنی بر خواسته ها و آرمان ها که می بایست در یک کشور دموکراتیک جریان داشته باشد،مفقود بود.در حقیقت،بسیاری از مردم به اشتباه گمان می کردند که چون به این دولت رای دادند پس لاجرم می بایست از آن دفاع کنندو رفتار های دولت ،خواست آن هاست.و این گمان نادرست نتیجه ای بسیار شکننده و آسیب رسان داشت .کم رنگ شدن فضای انتقاد- با توجه به روحیه ی ایرانی- فرصتی باز کرد تا هر اقدامی صورت بگیرد اما با این نکته که سیاست آنها، دوامی نداردو یک باره به بدترین وجه سیاسی –رای به جناح مخالف_از بین می رفت.

تمام تجربه ی این دو دولت و 16 سال سابقه ی تاریخی آن ها،ما را نسبت به دولت احمدی نژاد هشیار تر می سازد.این دولت با پشتوانه ی عظیم نیروهای مذهبی – و از جمله حوزه های علمیه- به وجود آمد اما باید دقت کرد که دولت،و شخص احمدی نژاد هدف نبود بلکه هدف عدالتخواهی بود که در شخص ایشان متبلور گردید.عدم توجه به این نکته در چند مورد،موجب برخی رفتار های توجیه گرایانه –همچون دو دولت گذشته – در میان رای دهندگان شد و متاسفانه بسیاری – جدا از تحسین های قابل ذکر دولت – چشم خود را بر انتقاد های روشن وارد بر آن نیز می بندند و این موجب می شود که در رابطه با آینده ی این دولت نیز،مشکوک باشیم.بردن فضا به سمت توجیه رفتار های دولت - به علت رای به آن – و کم کردن فضای انتقاد و گسترش فضای تحسین در کشور،موجب نادیده گرفتن مشکلات و در نتیجه،نادیده گرفتن دوباره ی قشر تاثیر گذار مذهبیون و مستضعفین و در نهایت وانهادگی آرمان های انقلاب می گردد.

باید دقت داشت که ما طرفدار عدالتیم نه دولت و دولت تا بدانجا که بر این راستا حرکت می کند مورد تایید ما و با خروج از آن مسیر،مورد انتقاد قرار خواهد گرفت.واقع گرایی در مورد حرکات دولت و اصالت دادن به ترویج و گسترش عدالت و آرمان های انقلاب سبب می گردد که مردم – و نه خصوص رای دهندگان – همچون یک جامعه ی دموکراتیک به صورت فعال در جامعه وجود داشته و پارادایمی قابل اتکا در همه ی زمان ها باشند و نه تنها در زمان انتخابات و این نکته ی مهمی است که انتقاد ،دولت و مردم را نابود نمی کند،تقویت می کند... فتامل 

 ... و دو چیز دیگر

 (+) اگر مثال می خواهید ،خبر دهید برایتان بگذارم...

 (+) ان شاء الله عنوان پست بعدی این خواهد بود:برای "بسیج" نگرانم!

 

 

  نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 6:49  توسط محمد   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM